die Schrottimmobilie

Aussprache: /ˈʃʁɔtʔɪmoˌbiːli̯ə/
Worttrennung: Schrot·tim·mo·bi·lie
اسم

ملک مخروبه، ملک بی‌ارزش

Bedeutungen

1

ملکی که در وضعیت بسیار بدی قرار دارد، نیاز به تعمیرات اساسی دارد و ارزش کمی دارد یا فاقد ارزش است.

  • Er hat eine alte Schrottimmobilie gekauft und plant, sie zu renovieren.او یک ملک مخروبه قدیمی خریده و قصد دارد آن را بازسازی کند.
  • Die Stadt versucht, die Anzahl der Schrottimmobilien im Viertel zu reduzieren.شهرداری تلاش می‌کند تعداد املاک بی‌ارزش در محله را کاهش دهد.
  • Investoren meiden diese Gegend wegen der vielen Schrottimmobilien.سرمایه‌گذاران به دلیل وجود بسیاری از املاک مخروبه از این منطقه دوری می‌کنند.