das Schubfach
کشو، قفسه کشویی
Bedeutungen
1
بخشی از یک میز، کمد یا قفسه که به صورت کشویی باز و بسته میشود و برای نگهداری اشیاء استفاده میشود.
- Ich habe die wichtigen Dokumente in das oberste Schubfach gelegt.من اسناد مهم را در کشوی بالایی گذاشتم.
- Das Schubfach klemmte und ließ sich nur schwer öffnen.کشو گیر کرده بود و به سختی باز میشد.
- Bitte suchen Sie im zweiten Schubfach nach dem Stift.لطفاً در کشوی دوم دنبال خودکار بگردید.