das Schubfach

Aussprache: /ˈʃuːpˌfax/
Worttrennung: Schub·fach
اسم

کشو، قفسه کشویی

Bedeutungen

1

بخشی از یک میز، کمد یا قفسه که به صورت کشویی باز و بسته می‌شود و برای نگهداری اشیاء استفاده می‌شود.

  • Ich habe die wichtigen Dokumente in das oberste Schubfach gelegt.من اسناد مهم را در کشوی بالایی گذاشتم.
  • Das Schubfach klemmte und ließ sich nur schwer öffnen.کشو گیر کرده بود و به سختی باز می‌شد.
  • Bitte suchen Sie im zweiten Schubfach nach dem Stift.لطفاً در کشوی دوم دنبال خودکار بگردید.