das Schubladendenken

Aussprache: /ˈʃuːplaːdn̩ˌdɛŋkn̩/
Worttrennung: Schub·la·den·den·ken
اسم

تفکر قالبی، کلیشه‌سازی

Bedeutungen

1

روشی از تفکر که در آن افراد یا مسائل را بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌ها و تفاوت‌هایشان، در دسته‌بندی‌های ثابت و از پیش تعیین‌شده (مانند کشوهای یک میز) قرار می‌دهند؛ تفکر کلیشه‌ای یا قالبی.

  • Dieses Schubladendenken erschwert die objektive Beurteilung.این تفکر قالبی، ارزیابی عینی را دشوار می‌کند.
  • Man sollte versuchen, aus dem Schubladendenken auszubrechen.باید سعی کرد از تفکر کلیشه‌ای فراتر رفت.
  • Ihr Kommentar zeigte ein beunruhigendes Schubladendenken.اظهار نظر او نشان‌دهنده تفکر قالبی نگران‌کننده‌ای بود.