der Schuhverkäufer
فروشنده کفش
Bedeutungen
1
مردی که شغلش فروش کفش در یک مغازه یا فروشگاه است.
- Der Schuhverkäufer half mir, die richtige Größe zu finden.فروشنده کفش به من کمک کرد تا سایز مناسب را پیدا کنم.
- Ich habe den Schuhverkäufer nach den neuesten Modellen gefragt.من از فروشنده کفش در مورد جدیدترین مدلها پرسیدم.
- Der Schuhverkäufer zeigte mir verschiedene Arten von Wanderschuhen.فروشنده کفش انواع مختلف کفشهای کوهنوردی را به من نشان داد.