die Schulrätin

Aussprache: /ˈʃuːlrɛːtɪn/
Worttrennung: Schul·rä·tin
اسم

بازرس زن آموزش و پرورش، مشاور زن آموزش و پرورش

Bedeutungen

1

یک مقام زن در سیستم آموزش و پرورش که مسئولیت نظارت، برنامه‌ریزی و مشاوره در امور مدارس را بر عهده دارد.

  • Die Schulrätin besuchte unsere Schule, um die neuen Lehrpläne zu besprechen.بازرس آموزش و پرورش از مدرسه ما برای بحث در مورد برنامه‌های درسی جدید بازدید کرد.
  • Als Schulrätin ist sie für die Organisation von Weiterbildungen für Lehrer zuständig.او به عنوان بازرس آموزش و پرورش، مسئول سازماندهی دوره‌های آموزشی برای معلمان است.
  • Die Schulrätin traf sich mit den Schulleitern der Region.بازرس آموزش و پرورش با مدیران مدارس منطقه ملاقات کرد.