die Schulrätin
بازرس زن آموزش و پرورش، مشاور زن آموزش و پرورش
Bedeutungen
1
یک مقام زن در سیستم آموزش و پرورش که مسئولیت نظارت، برنامهریزی و مشاوره در امور مدارس را بر عهده دارد.
- Die Schulrätin besuchte unsere Schule, um die neuen Lehrpläne zu besprechen.بازرس آموزش و پرورش از مدرسه ما برای بحث در مورد برنامههای درسی جدید بازدید کرد.
- Als Schulrätin ist sie für die Organisation von Weiterbildungen für Lehrer zuständig.او به عنوان بازرس آموزش و پرورش، مسئول سازماندهی دورههای آموزشی برای معلمان است.
- Die Schulrätin traf sich mit den Schulleitern der Region.بازرس آموزش و پرورش با مدیران مدارس منطقه ملاقات کرد.