der Schur

Aussprache: /ʃuːɐ̯/
Wortzerlegung: Schur
اسم

پشم‌چینی، چیدن (پشم)، پشم چیده شده

Beispiele

  • Die Schafskälte ist eine meteorologische Singularität, die oft kurz nach der ''Schur'' der Schafe auftritt.سرمای گوسفند» یک پدیده آب و هوایی است که اغلب کمی پس از پشم‌چینی گوسفندان رخ می‌دهد.
  • Für Schäfer wird es zunehmend schwieriger, die ''Schur'' abzusetzen.برای چوپانان، فروش پشم چیده شده به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود.
  • Die ''Schur'' des Kopfes kann als Strafe, als Bekenntnis oder als kosmetische Maßnahme erfolgen.تراشیدن سر می‌تواند به عنوان مجازات، اعتراف یا یک اقدام زیبایی‌شناختی انجام شود.
  • Die erste ''Schur'' der Wiese erfolgt im Mai.اولین چیدن (محصول) مرتع در ماه مه انجام می‌شود.