die Schutzmacht

Aussprache: /ˈʃʊt͡sˌmaxt/
Worttrennung: Schutz·macht
اسم

قدرت حامی، نیروی محافظ

Bedeutungen

1

کشور یا نیروی نظامی که وظیفه حفاظت از یک کشور دیگر، یک منطقه یا یک گروه خاص را بر عهده دارد.

  • Die Vereinten Nationen fungieren oft als Schutzmacht in Konfliktgebieten.سازمان ملل متحد اغلب به عنوان نیروی محافظ در مناطق درگیری عمل می‌کند.
  • Die Großmächte wurden gebeten, als Schutzmacht für die Region einzutreten.از قدرت‌های بزرگ خواسته شد تا به عنوان قدرت حامی منطقه وارد عمل شوند.
  • Die Präsenz der Schutzmacht sollte die Zivilbevölkerung beruhigen.حضور نیروی محافظ قرار بود جمعیت غیرنظامی را آرام کند.