die Schwälbchen
پرستوی کوچک، جوجه پرستو
Bedeutungen
1
یک پرستوی جوان و کوچک، یا به طور کلی به معنای پرستوی کوچک و ظریف.
- Das kleine Schwälbchen flatterte aufgeregt im Nest.پرستوی کوچک با هیجان در لانه بال بال زد.
- Ein zartes Schwälbchen zog seine Kreise am Himmel.یک پرستوی کوچک ظریف، حلقههایی در آسمان کشید.
- Man konnte das Piepsen der Schwälbchen aus der Ferne hören.میشد صدای جیکجیک جوجه پرستوها را از دور شنید.