der Schwall
موج، فوران، هجوم (آب، کلمات یا احساسات)
Bedeutungen
1
مقدار زیادی مایع (به ویژه آب) که به طور ناگهانی و با شدت جریان مییابد یا بالا میآید.
- Ein plötzlicher Schwall Wasser überschwemmte die Straße.جریان ناگهانی آب خیابان را غرقاب کرد.
- Der Schwall der Flutwelle war enorm.فوران موج سیل عظیم بود.
- Das Wasser brach mit einem gewaltigen Schwall durch den Damm.آب با هجوم عظیمی از سد عبور کرد.
2
جریان ناگهانی و شدید کلمات، احساسات یا افکار.
- Ein Schwall von Emotionen überkam sie.هجومی از احساسات او را فرا گرفت.
- Er ließ einen Schwall von Beschimpfungen los.او سیل دشنامها را روانه کرد.
- Nach dem Schock kam ein Schwall von Tränen.پس از شوک، سیل اشک جاری شد.