der Schwall

Aussprache: /ʃval/
Worttrennung: Schwall
اسم

موج، فوران، هجوم (آب، کلمات یا احساسات)

Bedeutungen

1

مقدار زیادی مایع (به ویژه آب) که به طور ناگهانی و با شدت جریان می‌یابد یا بالا می‌آید.

  • Ein plötzlicher Schwall Wasser überschwemmte die Straße.جریان ناگهانی آب خیابان را غرقاب کرد.
  • Der Schwall der Flutwelle war enorm.فوران موج سیل عظیم بود.
  • Das Wasser brach mit einem gewaltigen Schwall durch den Damm.آب با هجوم عظیمی از سد عبور کرد.
2

جریان ناگهانی و شدید کلمات، احساسات یا افکار.

  • Ein Schwall von Emotionen überkam sie.هجومی از احساسات او را فرا گرفت.
  • Er ließ einen Schwall von Beschimpfungen los.او سیل دشنام‌ها را روانه کرد.
  • Nach dem Schock kam ein Schwall von Tränen.پس از شوک، سیل اشک جاری شد.