der Schwank

Aussprache: /ˈʃvaŋk/
Worttrennung: Schwank
اسم

حکایت خنده‌دار، لطیفه، کمدی کوتاه

Bedeutungen

1

یک داستان کوتاه، اغلب با مضمون طنزآمیز یا شوخ‌طبعانه، که برای سرگرمی تعریف می‌شود؛ همچنین می‌تواند به یک قطعه کوتاه نمایشی کمدی اشاره داشته باشد.

  • Der alte Mann erzählte einen lustigen Schwank aus seiner Jugend.پیرمرد یک حکایت خنده‌دار از دوران جوانی‌اش تعریف کرد.
  • Der Kabarettist baute einen kurzen Schwank in sein Programm ein.کمدین یک قطعه کوتاه طنزآمیز را در برنامه‌اش گنجاند.
  • Dieser Schwank bringt die Zuschauer immer wieder zum Lachen.این لطیفه همیشه تماشاگران را به خنده می‌اندازد.