die Schwärmerei
شیفتگی، شور و شوق، علاقه شدید
Bedeutungen
1
یک علاقه شدید، شور و شوق یا شیفتگی غیرمنطقی و اغلب زودگذر نسبت به یک شخص، ایده یا فعالیت.
- Ihre erste Schwärmerei für den Schauspieler war sehr intensiv.شیفتگی اولیهاش نسبت به بازیگر بسیار شدید بود.
- Die jugendliche Schwärmerei für Popstars ist ein bekanntes Phänomen.علاقه شدید نوجوانان به ستارههای پاپ پدیدهای شناخته شده است.
- Er verlor sich in einer Schwärmerei für die ferne Kultur.او در شور و شوقی برای فرهنگ دوردست غرق شد.
2
فعالیت زنبورهای عسل که در آن بخشی از کلنی به همراه ملکه برای تشکیل کندوی جدید از کندوی اصلی جدا میشوند (تکثیر کندو).
- Die Schwärmerei der Bienen ist ein natürlicher Prozess.تکثیر کندوی زنبورها یک فرآیند طبیعی است.
- Der Imker beobachtete die Schwärmerei und fing den Schwarm ein.زنبوردار تکثیر کندو را مشاهده کرد و کلنی جدا شده را گرفت.
- Eine Schwärmerei kann die Honigproduktion im nächsten Jahr beeinträchtigen.تکثیر کندو میتواند تولید عسل در سال آینده را تحت تأثیر قرار دهد.