die Schwärmerei

Aussprache: /ʃvɛʁməˈʁaɪ̯/
Worttrennung: Schwär·me·rei
اسم

شیفتگی، شور و شوق، علاقه شدید

Bedeutungen

1

یک علاقه شدید، شور و شوق یا شیفتگی غیرمنطقی و اغلب زودگذر نسبت به یک شخص، ایده یا فعالیت.

  • Ihre erste Schwärmerei für den Schauspieler war sehr intensiv.شیفتگی اولیه‌اش نسبت به بازیگر بسیار شدید بود.
  • Die jugendliche Schwärmerei für Popstars ist ein bekanntes Phänomen.علاقه شدید نوجوانان به ستاره‌های پاپ پدیده‌ای شناخته شده است.
  • Er verlor sich in einer Schwärmerei für die ferne Kultur.او در شور و شوقی برای فرهنگ دوردست غرق شد.
2

فعالیت زنبورهای عسل که در آن بخشی از کلنی به همراه ملکه برای تشکیل کندوی جدید از کندوی اصلی جدا می‌شوند (تکثیر کندو).

  • Die Schwärmerei der Bienen ist ein natürlicher Prozess.تکثیر کندوی زنبورها یک فرآیند طبیعی است.
  • Der Imker beobachtete die Schwärmerei und fing den Schwarm ein.زنبوردار تکثیر کندو را مشاهده کرد و کلنی جدا شده را گرفت.
  • Eine Schwärmerei kann die Honigproduktion im nächsten Jahr beeinträchtigen.تکثیر کندو می‌تواند تولید عسل در سال آینده را تحت تأثیر قرار دهد.