die Schwärzung
سیاهکردن، محو کردن (متن)، تیرگی (در عکاسی)
Bedeutungen
1
عمل سیاهکردن یا پوشاندن بخشی از متن یا تصویر، معمولاً برای حذف اطلاعات حساس یا محرمانه.
- Die Schwärzung von Namen in dem Dokument war notwendig.محو کردن نامها در سند ضروری بود.
- Aufgrund der Schwärzung konnte man die genaue Adresse nicht mehr lesen.به دلیل سیاهشدگی، دیگر نمیشد آدرس دقیق را خواند.
- Die Schwärzung von sensiblen Daten ist ein wichtiger Schritt zum Datenschutz.محو کردن دادههای حساس، گامی مهم در جهت حفاظت از دادهها است.
2
تیرگی یا سیاهی بیش از حد در یک تصویر عکاسی که جزئیات در آن از بین رفته است.
- Die Schwärzung in den Schatten des Fotos war zu stark.تیرگی در سایههای عکس بیش از حد بود.
- Der Fotograf versuchte, die Schwärzung im Dunkelkammerprozess zu reduzieren.عکاس سعی کرد تیرگی را در فرآیند تاریکخانه کاهش دهد.
- Eine übermäßige Schwärzung kann die Bildqualität beeinträchtigen.تیرگی بیش از حد میتواند کیفیت تصویر را تحت تأثیر قرار دهد.