die Schwärzung

Aussprache: /ˈʃvɛrt͡sʊŋ/
Worttrennung: Schwär·zung
اسم

سیاه‌کردن، محو کردن (متن)، تیرگی (در عکاسی)

Bedeutungen

1

عمل سیاه‌کردن یا پوشاندن بخشی از متن یا تصویر، معمولاً برای حذف اطلاعات حساس یا محرمانه.

  • Die Schwärzung von Namen in dem Dokument war notwendig.محو کردن نام‌ها در سند ضروری بود.
  • Aufgrund der Schwärzung konnte man die genaue Adresse nicht mehr lesen.به دلیل سیاه‌شدگی، دیگر نمی‌شد آدرس دقیق را خواند.
  • Die Schwärzung von sensiblen Daten ist ein wichtiger Schritt zum Datenschutz.محو کردن داده‌های حساس، گامی مهم در جهت حفاظت از داده‌ها است.
2

تیرگی یا سیاهی بیش از حد در یک تصویر عکاسی که جزئیات در آن از بین رفته است.

  • Die Schwärzung in den Schatten des Fotos war zu stark.تیرگی در سایه‌های عکس بیش از حد بود.
  • Der Fotograf versuchte, die Schwärzung im Dunkelkammerprozess zu reduzieren.عکاس سعی کرد تیرگی را در فرآیند تاریکخانه کاهش دهد.
  • Eine übermäßige Schwärzung kann die Bildqualität beeinträchtigen.تیرگی بیش از حد می‌تواند کیفیت تصویر را تحت تأثیر قرار دهد.