der Schwalbenschwanz
پروانه دمچلچلهای، اتصال دمچلچلهای (در نجاری)
Bedeutungen
1
نام رایج برای چندین گونه از پروانههای بزرگ که دارای دممانند دوشاخه هستند.
- Ein bunter Schwalbenschwanz flog über die Blumenwiese.یک پروانه دمچلچلهای رنگارنگ از روی چمنزار گلها پرواز کرد.
- Der Schwalbenschwanz ist einer der größten Schmetterlinge Europas.دمچلچلهای یکی از بزرگترین پروانههای اروپا است.
- Wir beobachteten, wie der Schwalbenschwanz Nektar aus den Blüten saugte.ما تماشا کردیم که چگونه دمچلچلهای از گلها شهد مینوشید.
2
نوعی اتصال در نجاری که در آن دو قطعه چوب به شکل ذوزنقه متصل میشوند تا از هم جدا نشوند؛ اتصال دمچلچلهای.
- Der Schreiner verwendete einen Schwalbenschwanz, um die Schubladen zu verbinden.نجار از اتصال دمچلچلهای برای اتصال کشوها استفاده کرد.
- Ein gut ausgeführter Schwalbenschwanz ist sehr stabil.یک اتصال دمچلچلهای که خوب اجرا شده باشد، بسیار محکم است.
- Die Kunst des Schwalbenschwanzes erfordert Präzision und Übung.هنر اتصال دمچلچلهای نیازمند دقت و تمرین است.