der Schwanenhals
گردن قو؛ (مجازی) گردن زیبا و باریک؛ پایه انعطافپذیر (مانند میکروفون یا چراغ)
Bedeutungen
1
به شکل یا ظاهر گردن قو، که بلند، باریک و خمیده است.
- Die Ballerina hatte einen eleganten Schwanenhals.بالرین گردنی زیبا و کشیده داشت.
- Der Hals der Vase hatte die Form eines Schwanenhalses.گردن گلدان شکل گردن قو را داشت.
- Mit seinem Schwanenhals konnte er das Mikrofon perfekt positionieren.او توانست با پایه انعطافپذیر میکروفون را به طور کامل تنظیم کند.
2
یک لوله یا پایه انعطافپذیر که میتوان آن را خم کرد و در موقعیت دلخواه ثابت نگه داشت، مانند آنچه در میکروفونها یا چراغهای مطالعه یافت میشود.
- Der Schwanenhals des Mikrofons ermöglicht eine flexible Ausrichtung.پایه انعطافپذیر میکروفون امکان تنظیم دلخواه را فراهم میکند.
- Sie bog den Schwanenhals der Schreibtischlampe, um besser lesen zu können.او پایه انعطافپذیر چراغ مطالعه را خم کرد تا بتواند بهتر بخواند.
- Der Schwanenhals des Staubsaugers erleichtert die Reinigung unter Möbeln.لوله انعطافپذیر جاروبرقی تمیز کردن زیر مبلمان را آسان میکند.