der Schwanenhals

Aussprache: /ˈʃvaːnənˌhals/
Worttrennung: Schwa·nen·hals
اسم

گردن قو؛ (مجازی) گردن زیبا و باریک؛ پایه انعطاف‌پذیر (مانند میکروفون یا چراغ)

Bedeutungen

1

به شکل یا ظاهر گردن قو، که بلند، باریک و خمیده است.

  • Die Ballerina hatte einen eleganten Schwanenhals.بالرین گردنی زیبا و کشیده داشت.
  • Der Hals der Vase hatte die Form eines Schwanenhalses.گردن گلدان شکل گردن قو را داشت.
  • Mit seinem Schwanenhals konnte er das Mikrofon perfekt positionieren.او توانست با پایه انعطاف‌پذیر میکروفون را به طور کامل تنظیم کند.
2

یک لوله یا پایه انعطاف‌پذیر که می‌توان آن را خم کرد و در موقعیت دلخواه ثابت نگه داشت، مانند آنچه در میکروفون‌ها یا چراغ‌های مطالعه یافت می‌شود.

  • Der Schwanenhals des Mikrofons ermöglicht eine flexible Ausrichtung.پایه انعطاف‌پذیر میکروفون امکان تنظیم دلخواه را فراهم می‌کند.
  • Sie bog den Schwanenhals der Schreibtischlampe, um besser lesen zu können.او پایه انعطاف‌پذیر چراغ مطالعه را خم کرد تا بتواند بهتر بخواند.
  • Der Schwanenhals des Staubsaugers erleichtert die Reinigung unter Möbeln.لوله انعطاف‌پذیر جاروبرقی تمیز کردن زیر مبلمان را آسان می‌کند.