die Schwankheit

Aussprache: /ˈʃvaŋkhaɪ̯t/
Worttrennung: Schwank·heit
اسم

ناپایداری، عدم قطعیت

Bedeutungen

1

وضعیت ناپایدار بودن، عدم ثبات یا تغییرپذیری؛ عدم قطعیت در مورد چیزی.

  • Die Schwankheit der Preise auf dem Markt macht die Planung schwierig.ناپایداری قیمت‌ها در بازار برنامه‌ریزی را دشوار می‌کند.
  • Wegen der politischen Schwankheit im Land zögern Investoren.به دلیل ناپایداری سیاسی در کشور، سرمایه‌گذاران تردید دارند.
  • Die Schwankheit des Wetters ist typisch für diese Jahreszeit.عدم قطعیت آب و هوا برای این فصل سال معمول است.