der Schwarzkümmel

Aussprache: /ˈʃvaʁt͡skʏml̩/
Worttrennung: Schwa·rz·küm·mel
اسم

سیاه‌دانه

Bedeutungen

1

گیاهی با دانه‌های کوچک سیاه که به عنوان ادویه و در طب سنتی استفاده می‌شود.

  • Schwarzkümmelöl wird oft für seine gesundheitlichen Vorteile verwendet.روغن سیاه‌دانه اغلب به دلیل فواید سلامتی‌اش استفاده می‌شود.
  • Das Brot wurde mit Schwarzkümmel bestreut.نان با سیاه‌دانه تزئین شده بود.
  • In der arabischen Küche ist Schwarzkümmel eine beliebte Zutat.در آشپزی عربی، سیاه‌دانه یک ماده محبوب است.