die Schweinescheiße

Aussprache: /ˈʃvaɪ̯nəˌʃaɪ̯sə/
Worttrennung: Schwei·ne·schei·ße
اسم

فضولات خوک، (عامیانه) مزخرف، چرندیات

Bedeutungen

1

به معنای تحت‌اللفظی، فضولات یا مدفوع خوک. در کاربرد عامیانه و تحقیرآمیز، به معنای حرف یا مطلب بی‌ارزش، مزخرف، یا چرندیات به کار می‌رود.

  • Diese ganze Geschichte ist doch Schweinescheiße, glaub ihr kein Wort!تمام این داستان مزخرف است، حتی یک کلمه از حرف‌هایش را باور نکن!
  • Er hat mir wieder nur Schweinescheiße erzählt, um mich abzulenken.او دوباره فقط چرندیات به من گفت تا حواسم را پرت کند.
  • Lass dich nicht von so viel Schweinescheiße beeinflussen.اجازه نده این همه مزخرفات روت تأثیر بگذارد.