das Schweineschwänzchen

Aussprache: /ˈʃvaɪ̯nəˌʃvɛnt͡sçən/
Worttrennung: Schwei·ne·schwänz·chen
اسم

دم خوک (کوچک)، گیسوی دم‌خوکی (مدل مو)

Bedeutungen

1

دم کوچک و معمولاً کوتاه خوک.

  • Das kleine Ferkel wedelte mit seinem Schweineschwänzchen.بچه خوک با دم کوچکش تکان می‌داد.
  • Manche Züchter schneiden das Schweineschwänzchen ab, um Infektionen zu vermeiden.برخی پرورش‌دهندگان دم خوک را کوتاه می‌کنند تا از عفونت جلوگیری شود.
  • Das Schweineschwänzchen war überraschend geringelt.دم خوک به طرز شگفت‌آوری راه‌راه بود.
2

مدل مویی که در آن موها را به صورت دم اسبی در بالای سر یا پشت سر جمع می‌کنند و می‌بندند، شبیه به دم خوک.

  • Sie trug ihr Haar zu einem frechen Schweineschwänzchen gebunden.او موهایش را به صورت یک دم‌خوکی شیطنت‌آمیز بسته بود.
  • Für den Sportunterricht band sie sich schnell ein Schweineschwänzchen.برای کلاس ورزش، او به سرعت موهایش را دم‌اسبی بست.
  • Das Kinder-Schweineschwänzchen war mit bunten Bändern verziert.دم‌خوکی بچگانه با روبان‌های رنگارنگ تزئین شده بود.