der Schweinsgalopp
تازیانه، با عجله زیاد، چهارنعل
Bedeutungen
1
به معنی تاختن با عجله و بینظم، اغلب در مورد اسبها یا افراد؛ همچنین به معنی تازیانه یا شلاق.
- Der Reiter trieb sein Pferd im Schweinsgalopp über die Wiese.سوارکار اسبش را با چهارنعل از میان چمنزار تاخت.
- Sie rannte im Schweinsgalopp zur Bushaltestelle, um den Bus nicht zu verpassen.او با عجله زیاد به سمت ایستگاه اتوبوس دوید تا اتوبوس را از دست ندهد.
- Der Ausbilder benutzte einen Schweinsgalopp, um das Pferd zu disziplinieren.مربی از شلاق برای انضباط دادن به اسب استفاده کرد.