schwemmen
شستن (با آب زیاد)، به جریان انداختن، سیلاب بردن
Beispiele
- Die starke Strömung. Sie ''schwemmt'' mächtige Baumstämme mit der Flut an und wieder aus der Bucht heraus, wie alles, was nicht angeleint ist, wenn die Ebbe beginnt.جریان قوی. درختان عظیم را با جزر و مد به داخل و خارج خلیج میبرد و هر چیزی را که مهار نشده باشد، با شروع جزر، با خود میبرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با آب شستن یا آبکشی کردن
- Sie schwemmte die Wäsche im Fluss.او لباسها را در رودخانه شست.
- Man muss das Gemüse gründlich schwemmen, bevor man es isst.باید سبزیجات را قبل از خوردن کاملاً آبکشی کرد.
2
Akkusativ
چیزی را با جریان آب حمل کردن یا به جایی آوردن
- Der Fluss schwemmte das Holz bis zur Sägemühle.رودخانه چوب را تا کارخانه ارهکشی حمل کرد.
- Die Strömung schwemmte den Ball ans Ufer.جریان آب توپ را به ساحل آورد.