das Schwemmgut
اشیاء به گل نشسته، چوبهای شناور، زبالههای ساحلی
Bedeutungen
1
موادی (مانند چوب، زباله، یا بقایای گیاهی) که توسط آب (رودخانه، دریا) حمل شده و در ساحل یا کنار آب انباشته میشوند.
- Nach dem Sturm lag viel Schwemmgut am Ufer des Sees.پس از طوفان، مقدار زیادی چوب و اشیاء شناور در ساحل دریاچه انباشته شده بود.
- Die Fischer mussten ihr Netz von Treibgut und Schwemmgut befreien.ماهیگیران مجبور بودند تور خود را از چوبهای شناور و اشیاء به گل نشسته پاک کنند.
- Das gesammelte Schwemmgut wird zur Müllverbrennung gebracht.اشیاء به گل نشسته جمعآوری شده به زبالهسوزی منتقل میشوند.