der Schwenker
لیوان کنیاک (جام پایه کوتاه و گرد برای کنیاک)؛ کبابپز گردان
Beispiele
- Ich ging hinunter, um mir ein großes Messer aus der Küche zu holen, stapelte Scheite in die Holzwiege, nahm auch die Kognakflasche und einen ''Schwenker'' und ging wieder hoch.من پایین رفتم تا یک چاقوی بزرگ از آشپزخانه بیاورم، هیزمها را در گهواره چوبی چیدم، بطری کنیاک و یک لیوان کنیاک هم برداشتم و دوباره بالا رفتم.