die Schwerelosigkeit

Aussprache: /ˈʃveːʁəloːzɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Schwe·re·lo·sig·keit
اسم

بی‌وزنی، حالت بی‌وزنی؛ (مجازی) آرامش درونی، بی‌خیالی

Bedeutungen

1

حالت فیزیکی که در آن نیروی گرانش یا اثرات آن احساس نمی‌شود، مانند آنچه در فضا رخ می‌دهد.

  • Astronauten erleben im Weltraum Schwerelosigkeit.فضانوردان در فضا بی‌وزنی را تجربه می‌کنند.
  • Die Schwerelosigkeit ist eine der faszinierendsten Erfahrungen im All.بی‌وزنی یکی از شگفت‌انگیزترین تجربیات در فضا است.
  • Ein Parabelflugzeug kann für kurze Zeit Schwerelosigkeit simulieren.یک هواپیمای پارابولیک می‌تواند برای مدت کوتاهی بی‌وزنی را شبیه‌سازی کند.
2

به صورت مجازی، حالتی از رهایی از دغدغه‌ها، نگرانی‌ها یا فشارهای زندگی؛ احساس آرامش و بی‌خیالی.

  • Nach dem Urlaub fühlte er eine angenehme Schwerelosigkeit.او پس از تعطیلات احساس آرامش دلپذیری داشت.
  • Diese Musik versetzt mich in einen Zustand der Schwerelosigkeit.این موسیقی مرا به حالتی از بی‌خیالی می‌برد.
  • Manchmal braucht man einfach eine Auszeit, um diese Schwerelosigkeit zu finden.گاهی اوقات برای یافتن این آرامش درونی، فقط به یک استراحت نیاز دارید.