die Schwerfälligkeit
سنگینی، کندی، دست و پا چلفتی بودن
Bedeutungen
1
حالت سنگین، کند و غیر چابک بودن؛ عدم تحرک و انعطافپذیری؛ دست و پا چلفتی بودن در حرکت.
- Nach dem schweren Essen spürte er eine deutliche Schwerfälligkeit in seinen Bewegungen.بعد از غذای سنگین، او سنگینی قابل توجهی در حرکات خود احساس کرد.
- Die Schwerfälligkeit des alten Mannes machte das Treppensteigen zu einer Herausforderung.کندی پیرمرد بالا رفتن از پلهها را به یک چالش تبدیل کرد.
- Seine anfängliche Schwerfälligkeit im Tanzen verschwand mit der Übung.دست و پا چلفتی بودن اولیه او در رقص با تمرین از بین رفت.
2
کندی یا عدم روانی در فرآیندها، ارتباطات یا تفکر؛ بوروکراسی یا پیچیدگی بیش از حد.
- Die Schwerfälligkeit der Bürokratie verzögerte das Projekt erheblich.کندی بوروکراسی به طور قابل توجهی پروژه را به تأخیر انداخت.
- Er litt unter der intellektuellen Schwerfälligkeit seiner Kollegen.او از کندی فکری همکارانش رنج میبرد.
- Die Schwerfälligkeit der Software machte die Bedienung sehr mühsam.کندی نرمافزار کار با آن را بسیار دشوار میکرد.