die Schwerstarbeit

Aussprache: /ˈʃveːɐ̯stˌʔaʁbaɪ̯t/
Worttrennung: Schwerst·a·r·beit
اسم

کار سخت و طاقت‌فرسا

Bedeutungen

1

کاری که به نیروی بدنی بسیار زیاد و تحمل مشقت فراوان نیاز دارد.

  • Der Bau der Pyramiden war eine wahre Schwerstarbeit.ساخت اهرام مصر کاری واقعاً سخت و طاقت‌فرسا بود.
  • Nach dem Erdbeben leisteten die Helfer Schwerstarbeit, um die Opfer zu bergen.پس از زلزله، امدادگران برای نجات قربانیان، کار سخت و طاقت‌فرسایی انجام دادند.
  • Er hat sein ganzes Leben lang Schwerstarbeit verrichtet, um seine Familie zu ernähren.او تمام عمرش را برای تأمین معاش خانواده‌اش، کار سخت و طاقت‌فرسا انجام داد.