das Schwert
شمشیر / (در قایقرانی) تخته مرکز (خنجرک قایق)
Beispiele
- Er zückte sein ''Schwert.او «شمشیر» خود را بیرون کشید.
- In einer Zeremonie zerstören sie die Trophäen, brechen die ''Schwerter'' entzwei und zerschlagen die Schilde.آنها طی مراسمی غنائم را نابود میکنند، «شمشیرها» را از هم میشکنند و سپرها را خرد میکنند.