der Schwierigkeitsgrad

Aussprache: /ˈʃviːrɪçkaɪ̯tsˌɡraːt/
Worttrennung: Schwie·rig·keits·grad
اسم

درجه سختی، سطح دشواری

Bedeutungen

1

میزان پیچیدگی یا دشواری یک کار، مسئله، بازی یا آزمون که سنجش آن بر اساس عواملی مانند زمان، مهارت و دانش مورد نیاز صورت می‌گیرد.

  • Dieser Anstieg hat einen hohen Schwierigkeitsgrad für Bergsteiger.این صعود درجه سختی بالایی برای کوهنوردان دارد.
  • Das Spiel bietet verschiedene Schwierigkeitsgrade, von einfach bis extrem.این بازی سطوح دشواری مختلفی از آسان تا بسیار سخت را ارائه می‌دهد.
  • Wir müssen den Schwierigkeitsgrad der Aufgaben an die Fähigkeiten der Schüler anpassen.ما باید درجه سختی تکالیف را با توانایی‌های دانش‌آموزان تطبیق دهیم.