اسم
بال، پر؛ بازوی تعلیق (موتورسیکلت)
جملات نمونه برای Schwinge:
Du gehörst in die Freiheit, breite deine ''Schwingen'' aus und fliege!
تو باید آزاد باشی، بالهایت را باز کن و پرواز کن!
„Hadran merkte, dass er in der Luft war, und er breitete seine ''Schwingen'' aus, schlug ein- oder zweimal damit.“
«هادران متوجه شد که در هواست و بالهایش را باز کرد، یک یا دو بار با آنها بال زد.»