der Schwitzkasten

Aussprache: /ˈʃvɪtskʰastn̩/
Worttrennung: Schwitz·kas·ten
اسم

اتاق بخار، سونا (قدیمی)؛ قفل گردن (در کشتی‌گیری)

Bedeutungen

1

در گذشته، اتاقی که برای تعریق و پاکسازی بدن با بخار گرم استفاده می‌شد؛ مشابه سونا.

  • Nach dem Sport gingen sie in den alten Schwitzkasten zur Entspannung.بعد از ورزش، برای ریلکس شدن به اتاق بخار قدیمی رفتند.
  • Der Schwitzkasten wurde früher oft zur Heilung von Krankheiten genutzt.اتاق بخار در گذشته اغلب برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌شد.
  • Das Gebäude hatte einen kleinen Schwitzkasten für die Gäste.ساختمان یک اتاق بخار کوچک برای مهمانان داشت.
2

یک نوع قفل یا فن در ورزش کشتی که در آن حریف از پشت سر، گردن و بازوی حریف را گرفته و با فشار، او را به تسلیم وامی‌دارد.

  • Der Ringer setzte einen gefährlichen Schwitzkasten ein.کشتی‌گیر از یک قفل گردن خطرناک استفاده کرد.
  • Der Trainer erklärte, wie man dem Schwitzkasten entkommt.مربی توضیح داد که چگونه از قفل گردن فرار کنیم.
  • Im Finale gelang ihm ein entscheidender Schwitzkasten.در فینال، او موفق به اجرای یک قفل گردن تعیین‌کننده شد.