das Schwungrad

Aussprache: /ˈʃvʊŋˌʁaːt/
Wortzerlegung: Schwung·rad
اسم

چرخ لنگر (قطعه مکانیکی برای ذخیره انرژی جنبشی زاویه‌ای در یک جرم چرخان)

Beispiele

  • Ich griff das ''Schwungrad'' für die Höhenverstellung und begann zu kurbeln, gerade als das DSchK loslegte.من «چرخ لنگر» تنظیم ارتفاع را گرفتم و شروع به چرخاندن کردم، درست زمانی که DShK شروع به شلیک کرد.