das Schwungrad
چرخ لنگر (قطعه مکانیکی برای ذخیره انرژی جنبشی زاویهای در یک جرم چرخان)
Beispiele
- Ich griff das ''Schwungrad'' für die Höhenverstellung und begann zu kurbeln, gerade als das DSchK loslegte.من «چرخ لنگر» تنظیم ارتفاع را گرفتم و شروع به چرخاندن کردم، درست زمانی که DShK شروع به شلیک کرد.