das Seebad

Aussprache: /ˈzeːbaːt/
Wortzerlegung: See·bad
اسم

استراحتگاه ساحلی، تفریحگاه دریایی

Beispiele

  • Das ''Seebad'' bekam uns allen sehr gut.اقامت در استراحتگاه ساحلی برای همه ما بسیار خوب بود.
  • Dieses Jahr planen wir einen Ausflug zum einem ''Seebad'' an der Nordsee.امسال قصد داریم به یک تفریحگاه دریایی در دریای شمال برویم.
  • In den prächtig angelegten ''Seebädern'' Ostpreußens, in Cranz und Rauschen, traf sich der europäische Adel.اشراف اروپایی در استراحتگاه‌های ساحلی پر زرق و برق پروس، در کرانتز و راوشن، با هم ملاقات می‌کردند.