das Seegrundstück

Aussprache: /ˈzeːɡrʊntˌʃtʏk/
Worttrennung: See·grund·s·tück
اسم

ملک ساحلی (کنار دریاچه)

Bedeutungen

1

قطعه زمینی که در مجاورت یک دریاچه قرار دارد و معمولاً دسترسی مستقیم به آب دارد.

  • Sie kauften ein schönes Seegrundstück mit eigenem Bootssteg.آنها یک ملک ساحلی زیبا با اسکله قایق شخصی خریدند.
  • Der Wert eines Seegrundstücks hängt stark von der Lage ab.ارزش یک ملک ساحلی به شدت به موقعیت مکانی آن بستگی دارد.
  • Der Bau eines Hauses auf diesem Seegrundstück ist genehmigungspflichtig.ساخت خانه در این ملک ساحلی نیازمند مجوز است.