die Seelenklempnerin
رواندرمانگر (زن، عامیانه)، روانشناس (زن، عامیانه)
Beispiele
- Max braucht eine Psychotherapie, er geht deshalb zur ''Seelenklempnerin.مکس به رواندرمانی نیاز دارد، به همین دلیل پیش رواندرمانگر (زن) میرود.
رواندرمانگر (زن، عامیانه)، روانشناس (زن، عامیانه)