das Seelenloch
سوراخ روح، دریچه روح
Bedeutungen
1
اصطلاحی مجازی که به فضایی درونی، مکانی برای تأمل یا درک عمیق اشاره دارد؛ گاهی به معنای مکانی برای رهایی از غم و اندوه.
- In der Stille des Waldes fand er ein Seelenloch, um seine Gedanken zu ordnen.در سکوت جنگل، او دریچهای به روح خود یافت تا افکارش را سامان دهد.
- Das Seelenloch in seiner Brust schien sich nach dem Gespräch mit dem Freund zu schließen.سوراخ روح در سینهاش پس از گفتگو با دوست انگار بسته شد.
- Manche Künstler suchen in ihrem Werk ein Seelenloch, um ihre innersten Gefühle auszudrücken.برخی هنرمندان در اثر خود به دنبال دریچهای به روح هستند تا درونیترین احساسات خود را بیان کنند.