der Seelenverwandter

Aussprache: /ˈzeːlənfɐˌvandtɐ/
Worttrennung: See·len·ver·wand·ter
اسم

همدل، هم‌روح (شخصی که با او پیوند عمیق روحی دارید)

Bedeutungen

1

شخصی که فرد احساس می‌کند با او پیوند عمیق روحی، فکری یا احساسی دارد و درک متقابل بالایی بین آن‌ها وجود دارد.

  • Seit wir uns kennengelernt haben, fühlt er sich wie ein Seelenverwandter an.از زمانی که همدیگر را شناختیم، او مانند یک هم‌روح احساس می‌شود.
  • Manche Menschen suchen ihr Leben lang nach ihrem Seelenverwandten.برخی افراد تمام عمر به دنبال هم‌روح خود می‌گردند.
  • Sie hat in ihm ihren Seelenverwandten gefunden.او هم‌روح خود را در او یافته است.