das Seidenkissen
بالش ابریشمی، شیرینی ابریشمی
Bedeutungen
1
بالشی که روکش آن از جنس ابریشم است و معمولاً برای تزئین یا راحتی بیشتر استفاده میشود.
- Das Seidenkissen auf dem Sofa sah sehr luxuriös aus.بالش ابریشمی روی مبل بسیار مجلل به نظر میرسید.
- Sie schlief auf einem weichen Seidenkissen.او روی یک بالش ابریشمی نرم خوابید.
- Das Seidenkissen war ein Geschenk ihrer Großmutter.بالش ابریشمی هدیهای از طرف مادربزرگش بود.
2
نوعی شیرینی یا دسر کوچک و نرم که بافت یا ظاهری شبیه به ابریشم دارد یا با ابریشم تزئین شده است.
- Zum Kaffee gab es ein kleines Seidenkissen.برای قهوه، یک شیرینی ابریشمی کوچک سرو شد.
- Das Seidenkissen zerging auf der Zunge.شیرینی ابریشمی در دهان آب میشد.
- Sie backte ein Seidenkissen nach einem alten Familienrezept.او یک شیرینی ابریشمی طبق یک دستور خانوادگی قدیمی پخت.