„Er nickte den ''Seilern'' zu, die ihre Drittelmeilen abschritten und dabei unermüdlich Hanf- und Leinenstränge, die schon mindestens einmal zusammengedreht worden waren, zu Kabeln, Trossen oder Seilen zusammendrehten.“
«او به طناببافان سر تکان داد که در حال قدم زدن در مسافتهای یکسوم مایلی خود بودند و خستگیناپذیر رشتههای شاهدانه و کتان را که حداقل یک بار به هم تابیده شده بودند، برای ساختن کابلها، بوکسلها یا طنابها میتابیدند.»