das Sektglas
لیوان شامپاین، لیوان سکت
Beispiele
- Gib mir mal das ''Sektglas.آن لیوان سکت را به من بده.
- Wo sind denn die ''Sektgläser?لیوانهای سکت کجا هستند؟
- Fünf vor zwölf füllte der Kammerdiener Emil die ''Sektgläser'' und drehte das Radio auf höchste Lautstärke.پنج دقیقه به دوازده، خدمتکار امیل لیوانهای سکت را پر کرد و رادیو را با بالاترین صدا روشن کرد.