der Sekundenbruchteil
کسری از ثانیه، لحظهای کوتاه
Bedeutungen
1
یک دوره زمانی بسیار کوتاه، کسری بسیار کوچک از یک ثانیه.
- Der Unfall geschah in einem Sekundenbruchteil.تصادف در کسری از ثانیه رخ داد.
- Sie reagierte in einem Sekundenbruchteil und konnte den Sturz verhindern.او در کسری از ثانیه واکنش نشان داد و توانست از سقوط جلوگیری کند.
- Die Kamera kann Bewegungen in einem Sekundenbruchteil einfangen.دوربین میتواند حرکات را در کسری از ثانیه ثبت کند.