selbständig

Aussprache: /ˈzɛlpʃtɛndɪç/
Worttrennung: selb·stän·dig
صفت

مستقل، خوداشتغال

Bedeutungen

1

قادر به انجام کارها یا تصمیم‌گیری بدون نیاز به کمک یا نظارت دیگران؛ مستقل.

  • Das Kind lernt langsam, selbständig zu essen.کودک به آرامی یاد می‌گیرد که مستقل غذا بخورد.
  • Sie ist eine sehr selbständige Frau und trifft ihre eigenen Entscheidungen.او زنی بسیار مستقل است و تصمیمات خود را می‌گیرد.
  • Der Roboter kann selbständig navigieren.این ربات می‌تواند به طور مستقل مسیریابی کند.
2

کسی که شغل خود را دارد و برای خود کار می‌کند؛ خوداشتغال.

  • Er arbeitet seit fünf Jahren als selbständiger Berater.او پنج سال است که به عنوان یک مشاور خوداشتغال کار می‌کند.
  • Viele junge Leute träumen davon, sich selbständig zu machen.بسیاری از جوانان آرزوی خوداشتغال شدن را دارند.
  • Als selbständige Unternehmerin hat sie viele Freiheiten.به عنوان یک کارآفرین خوداشتغال، او آزادی‌های زیادی دارد.