die Selbstgenügsamkeit

Aussprache: /ˈzɛlpstɡəˌnyːkzaːmkaɪ̯t/
Worttrennung: Selbst·ge·nüg·sam·keit
اسم

خودکفایی، رضایت از خود

Bedeutungen

1

توانایی یا تمایل به تأمین نیازهای خود بدون کمک دیگران؛ استقلال مالی یا عملی.

  • Die Selbstgenügsamkeit der Dorfbewohner war bemerkenswert.خودکفایی روستاییان قابل توجه بود.
  • Er strebte nach finanzieller Selbstgenügsamkeit.او به دنبال خودکفایی مالی بود.
  • Die Selbstgenügsamkeit in der Landwirtschaft ist ein wichtiges Ziel.خودکفایی در کشاورزی یک هدف مهم است.
2

حالت رضایت از آنچه فرد دارد یا هست، بدون نیاز به تأیید یا دارایی‌های بیشتر.

  • Ihre Selbstgenügsamkeit strahlte eine innere Ruhe aus.رضایت از خود او آرامش درونی را منعکس می‌کرد.
  • Manche Menschen finden Glück in der Selbstgenügsamkeit.برخی افراد شادی را در رضایت از خود می‌یابند.
  • Die wahre Zufriedenheit liegt oft in der Selbstgenügsamkeit.رضایت واقعی اغلب در خودکفایی نهفته است.