die Selbstgenügsamkeit
خودکفایی، رضایت از خود
Bedeutungen
1
توانایی یا تمایل به تأمین نیازهای خود بدون کمک دیگران؛ استقلال مالی یا عملی.
- Die Selbstgenügsamkeit der Dorfbewohner war bemerkenswert.خودکفایی روستاییان قابل توجه بود.
- Er strebte nach finanzieller Selbstgenügsamkeit.او به دنبال خودکفایی مالی بود.
- Die Selbstgenügsamkeit in der Landwirtschaft ist ein wichtiges Ziel.خودکفایی در کشاورزی یک هدف مهم است.
2
حالت رضایت از آنچه فرد دارد یا هست، بدون نیاز به تأیید یا داراییهای بیشتر.
- Ihre Selbstgenügsamkeit strahlte eine innere Ruhe aus.رضایت از خود او آرامش درونی را منعکس میکرد.
- Manche Menschen finden Glück in der Selbstgenügsamkeit.برخی افراد شادی را در رضایت از خود مییابند.
- Die wahre Zufriedenheit liegt oft in der Selbstgenügsamkeit.رضایت واقعی اغلب در خودکفایی نهفته است.