der Selbstläufer

Aussprache: /ˈzɛlpstˌlɔɪ̯fɐ/
Worttrennung: Selbst·läu·fer
اسم

چیزی که خود به خود پیش می‌رود، خودکار، موفقیت تضمین شده، خودرو

Bedeutungen

1

چیزی (مانند یک پروژه، ایده یا کسب و کار) که پس از شروع، به طور خودکار و بدون نیاز به دخالت یا تلاش مداوم، به پیشرفت خود ادامه می‌دهد و موفق می‌شود.

  • Nach dem ersten Erfolg wurde das Projekt zu einem Selbstläufer.پس از موفقیت اولیه، پروژه به خودی خود پیش رفت.
  • Diese Marketingkampagne war ein echter Selbstläufer.این کمپین بازاریابی واقعاً خودکار موفق شد.
  • Wir hoffen, dass sich die neue Software als Selbstläufer erweist.ما امیدواریم که نرم‌افزار جدید خود به خود موفق شود.
2

در معنای تحت‌اللفظی، وسیله‌ای که بدون نیاز به نیروی خارجی یا هدایت مداوم، حرکت می‌کند (مانند یک اسباب‌بازی خودکار).

  • Der kleine Roboter war ein Selbstläufer, der durch den Raum fuhr.ربات کوچک یک خودکار بود که در اتاق حرکت می‌کرد.
  • Das Spielzeug war ein Selbstläufer, der sich von selbst drehte.این اسباب‌بازی یک خودکار بود که خودش می‌چرخید.
  • Ein Selbstläufer ist ein Gerät, das sich von selbst bewegt.خودرو وسیله‌ای است که خودش حرکت می‌کند.