der Selbstläufer
چیزی که خود به خود پیش میرود، خودکار، موفقیت تضمین شده، خودرو
Bedeutungen
1
چیزی (مانند یک پروژه، ایده یا کسب و کار) که پس از شروع، به طور خودکار و بدون نیاز به دخالت یا تلاش مداوم، به پیشرفت خود ادامه میدهد و موفق میشود.
- Nach dem ersten Erfolg wurde das Projekt zu einem Selbstläufer.پس از موفقیت اولیه، پروژه به خودی خود پیش رفت.
- Diese Marketingkampagne war ein echter Selbstläufer.این کمپین بازاریابی واقعاً خودکار موفق شد.
- Wir hoffen, dass sich die neue Software als Selbstläufer erweist.ما امیدواریم که نرمافزار جدید خود به خود موفق شود.
2
در معنای تحتاللفظی، وسیلهای که بدون نیاز به نیروی خارجی یا هدایت مداوم، حرکت میکند (مانند یک اسباببازی خودکار).
- Der kleine Roboter war ein Selbstläufer, der durch den Raum fuhr.ربات کوچک یک خودکار بود که در اتاق حرکت میکرد.
- Das Spielzeug war ein Selbstläufer, der sich von selbst drehte.این اسباببازی یک خودکار بود که خودش میچرخید.
- Ein Selbstläufer ist ein Gerät, das sich von selbst bewegt.خودرو وسیلهای است که خودش حرکت میکند.