die Selbstoffenbarung
خودافشایی، ابراز وجود
Bedeutungen
1
عمل یا فرآیند آشکار کردن یا بیان کردن افکار، احساسات، عقاید یا هویت خود به دیگران.
- Das Schreiben von Gedichten kann eine Form der Selbstoffenbarung für den Künstler sein.نوشتن شعر میتواند شکلی از خودافشایی برای هنرمند باشد.
- In der Therapie ist die Selbstoffenbarung ein wichtiger Schritt zur Heilung.در رواندرمانی، خودافشایی گامی مهم به سوی بهبودی است.
- Seine Musik ist eine tiefe Selbstoffenbarung seiner inneren Welt.موسیقی او خودافشایی عمیقی از دنیای درونی اوست.