die Semitistin
زنی که در زبانها و ادبیات سامی تخصص دارد؛ متخصص زبانهای سامی
Beispiele
- Aufgrund ihres jungen Alters und ihrer Ausbildung als ''Semitistin'' ist davon auszugehen, dass sie für die Nachrichtenstelle vor allem Übersetzungen anfertigte bzw. kontrollierte.با توجه به سن کم و تحصیلات او به عنوان یک متخصص زبانهای سامی، فرض بر این است که او عمدتاً ترجمه برای بخش اخبار انجام میداده یا آن را بررسی میکرده است.