der Sensenwurf

Aussprache: /ˈzɛnzn̩ˌvʊʁf/
Worttrennung: Sen·sen·wurf
اسم

دسته یا ساقۀ داس

Bedeutungen

1

بخشی از داس که تیغه به آن متصل می‌شود و معمولاً شامل دسته نیز می‌شود؛ ساقه یا میله‌ای که تیغه به انتهای آن وصل است.

  • Der Sensenwurf ist das lange Stielteil, an dem die Sense befestigt ist.ساقۀ داس قسمت بلند دسته‌ای است که داس به آن متصل است.
  • Der Sensenwurf wurde aus stabilem Holz gefertigt.ساقۀ داس از چوب محکمی ساخته شده بود.
  • Beim Mähen muss man den Sensenwurf fest im Griff haben.هنگام درو کردن، باید ساقۀ داس را محکم در دست داشت.