der Sensitiver
فرد حساس (در علوم غریبه: کسی که تواناییهای ماوراءالطبیعه دارد)
Beispiele
- Sie fand heraus, dass er ein ''Sensitiver'' ist. Er steht indirekt mit der Geisterwelt in Verbindung.او فهمید که او یک فرد حساس (دارای تواناییهای ماوراءالطبیعه) است. او به طور غیرمستقیم با دنیای ارواح در ارتباط است.
- Der forensische Parapsychologe ist der ''Sensitive,'' der der Polizei hilft, schwierige Fälle zu lösen.پاراپسیخولوژیست قانونی، همان فرد حساس است که به پلیس کمک میکند تا پروندههای دشوار را حل کند.