die Serendipität

Aussprache: /zeʁɛndipiˈtɛːt/
Worttrennung: Se·ren·di·pi·tät
اسم

سرندیپیتی

Bedeutungen

1

توانایی یا اتفاق یافتن چیزهای خوب و مفید به طور تصادفی و غیرمنتظره، در حالی که به دنبال چیز دیگری بوده‌ایم.

  • Die Entdeckung Penicillins war ein klassisches Beispiel für Serendipität.کشف پنی‌سیلین نمونه‌ای کلاسیک از سرندیپیتی بود.
  • Manchmal führt die Serendipität zu den besten wissenschaftlichen Durchbrüchen.گاهی اوقات سرندیپیتی منجر به بهترین پیشرفت‌های علمی می‌شود.
  • Er schätzt die Serendipität, die das Reisen mit sich bringt, da man oft unerwartete Schätze findet.او از سرندیپیتی که سفر به همراه دارد قدردانی می‌کند، زیرا اغلب گنجینه‌های غیرمنتظره‌ای پیدا می‌کند.