die Serenität

Aussprache: /zeʁeniˈtɛːt/
Worttrennung: Se·re·ni·tät
اسم

آرامش، وقار، متانت / عالیجناب (عنوان)

Bedeutungen

1

حالت آرامش، وقار، متانت و خونسردی درونی یا بیرونی.

  • Trotz des Chaos bewahrte er eine bemerkenswerte Serenität.او علی‌رغم آشوب، آرامشی قابل توجه از خود نشان داد.
  • Die Serenität der alten Dame war bewundernswert.وقار آن بانوی سالخورده تحسین‌برانگیز بود.
  • Er strahlte eine tiefe innere Serenität aus.او آرامشی عمیق درونی را از خود ساطع می‌کرد.
2

عنوان افتخاری برای برخی مقامات عالی‌رتبه، مانند شاهزادگان یا اسقف‌ها (معمولاً در زبان‌های دیگر یا در متون تاریخی).

  • Die Serenität des Herzogs wurde von allen respektiert.عالیجناب دوک مورد احترام همه بود.
  • In dem alten Dokument wird der Bischof als 'Seine Serenität' angesprochen.در سند قدیمی، اسقف با عنوان 'عالیجناب' مورد خطاب قرار گرفته است.
  • Die Verhandlungen fanden unter der Schirmherrschaft seiner Serenität statt.مذاکرات تحت حمایت عالیجناب او برگزار شد.